على بن حسين واعظ كاشفى

مقدمه مصحح 42

رشحات عين الحيات ( فارسي )

علم و دانش به بغداد رفت و ملازمت مجلس شيخ ابو اسحاق شيرازى را اختيار كرد و در اندك مدتى كار او بالا گرفت و در علم طب و علم نظر بر امثال و اقران فائق آمد و نيز از جمعى از علماى بغداد و اصفهان سماع حديث كرد و در تصوف انتساب او به شيخ عبد اللّه جوينى و شيخ حسن سمنانى و مخصوصا شيخ ابو على فارمدى است . خواجه پس از اينكه در علم و دانش بذروه كمال رسيد بعد از سير آفاق و انفس دوباره به بغداد آمد « 1 » و در مدرسه نظاميه به موعظه و ارشاد مردم مشغول شد و قبولى عام يافت و حتى جمعى از بزرگان و طالبان حقيقت در مجلس وعظ او حاضر مىشدند ، مدت اقامت خواجه ابو يعقوب در بغداد درست معلوم نيست ، اين‌قدر هست كه پس از چندى بخراسان و ماوراءالنّهر رفت و در شهر مرو مسكن گزيد و بارشاد و هدايت طالبان مشغول شد و چون بنا به درخواست مردم خراسان و ماوراءالنّهر متناوبا از مرو به هرات و از هرات به مرو رفت و آمد مىكرد ، سرانجام در آخرين سفرى كه از هرات آهنگ مرو كرد ، در ميان راه درگذشت و مريدان جسد او را به مرو نقل كردند و در آنجا به خاك سپردند و آرامگاه او در مرو است . تاريخ فوت خواجه يوسف باجماع مورخان و صاحبان تذكره در ربيع الاول سال پانصد و سى و پنج هجرى است ( 535 ) با توجه به اينكه در سال 440 يا

--> ( 1 ) - مراجعت خواجه يوسف همدانى به بغداد بنا به روايت ابن خلكان سال 515 و به روايت الاعلام خير الدين بنقل از منابعى كه در دست داشته سال 506 هجرى است ، مورخان ديگر اصولا تاريخى ذكر نكرده‌اند . وفيات ابن خلكان ج 2 ص 523 چاپ تهران - الاعلام ج 9 ص 291 چاپ مصر .